المرزباني الخراساني

مقدمة 10

مناجات الهيات حضرت أمير ( ع ) وما نزل من القرآن في علي ( ع )

ندارد ؛ چه « مناجاة » مفرد و « الهيات » جمع است ؛ ونيز الهيات جمع إلهية مانند طهرانيات وطهرانيه . به معنى مناجاتهاى منسوب به اله به معنى خالق يا مطلق معبود هم مناسبت ندارد مگر اينكه بگوييم ياء آن مشدّد نيست والهيات جمع الهى است ؛ والهى گر چه مركّب از دو كلمهء مضاف « اله » ومضاف اليه « ى » - ياء متكلّم - است ، ومضاف ومضاف اليه در حكم يك كلمه هستند ، بويژه وقتي كه مضاف اليه ياء متكلّم باشد . از اين رو ممكن است « الهى » را يك كلمه پنداشته وآن را به الف وتاء جمع بسته‌اند ؛ واگر چنين باشد ، ياء آن مشدّد نخواهد بود ، وكلمهء مناجاة مصدر است ومصدر جمع بسته نمىشود ، مانند : عَلى سَمْعِهِمْ وَعَلى أَبْصارِهِمْ واسم جنس است كه بر قليل وكثير اطلاق مىشود وبه اعتبار اينكه هر فقرهء اين مناجاة كه به كلمهء « الهى » آغاز مىشود يك مناجاة است ؛ بنابر اين « المناجاة الإلهيات » يعنى « المناجاة ذو الإلهيات » يا « المناجاة التي هي الإلهيات . » ولى بهتر اين است كه بگوييم در مركّبات إضافي مانند « عبد شمس » بر خلاف مركّبات مزجى مانند « بعلبك » هنگام نسبت يك جزء آن را حذف مىكنند ومثلا در نسبت به « عبد شمس » عبدي وشمسي مىگويند ؛ اينجا هم در نسبت به « الهى » كه مركّب إضافي است ، جزء دوم را حذف كرده‌اند وبه جاى آن ياء مشدّد نسبت آورده‌اند ؛ وبنابر اين الهيات با ياء مشدّد درست است ومناجاة الهيّات يعنى مناجاة منسوب به الهى . باز هم ايراد به اينكه مناجاة مفرد وصفت جمع است ، باقي مىماند وپاسخ همان است كه قبلا گفتيم . اللهمّ مگر اينكه هر گاه منسوب اليه جمع باشد ، منسوب را جمع بسته باشند ؛ يعنى مناجاة منسوب به الهىها كه فعلا نظيري براي آن به نظر نمىرسد . « 1 » امّا از ديد نگارنده ، همان‌گونه كه در ميدان علما مشهور است ، در وجه تسميه كوچكترين مناسبت كافى است ونياز به تحليلهاى علمي ومطابقت با قواعد بيانى وعقلانى نيست . بنابر اين گر چه استعمال مناجاة الهيات بر قواعد صرف ونحو عربى منطبق نبوده وبه عنوان حالت جمعى لفظ « الهى » به كار نمىرود ، امّا با

--> ( 1 ) . لمعة النور والضياء ، ص 180 .